بهطور تاریخی، توسعهدهندگان و تیمهای امنیتی بهصورت جداگانه کار کردهاند که این امر منجر به اقدامات امنیتی ناکافی و افزایش ریسک شده است. توسعهدهندگان تجربه کاربری و قابلیتهای فوقالعاده ایجاد میکنند، در حالی که تیم امنیت بر شناسایی آسیبپذیریها و جلوگیری یا کاهش ریسکها تمرکز دارد. این رویکرد مبتنی بر تضاد کاری منجر به مشکلاتی مانند کمبود ارتباط و همکاری میان این تیمها میشود که همچنین باعث سوءتفاهم، پیچیدگی سیستمها و وابستگیها خواهد شد. تیم توسعه با پشتههای فناوری مختلف کار میکند و اغلب بر کتابخانههای شخصثالث تکیه دارد. این یکپارچهسازیها همیشه امن نیستند، نظارت بر آنها آسان نیست و ممکن است ریسکهای امنیتی بیشتری، ناسازگاری اولویتها و اهداف را معرفی کنند. برای مثال، ممکن است تیم توسعه تحت فشار قرار گیرد تا ویژگیهای جدید را به سرعت منتشر کند، در حالیکه تیم امنیت ممکن است حل مشکلاتی که دیرتر در چرخه عمر API کشف میشوند را در اولویت قرار دهد. چنین واگرایی میتواند منجر به تضاد و تأخیر در ایمنسازی APIها شود.
در نهایت، کمبود منابع و محدودیتهای مالی از بزرگترین موانعی هستند که سازمانها در تأمین امنیت APIهای خود با آن مواجه میشوند. این چالشها میتوانند برای سازمانها سنگین و زمانبر باشند. به همین دلیل امنیت باید یک تلاش مشارکتی باشد که از مراحل ابتدایی در چرخه عمر توسعه نرمافزار معرفی شود.
حاکمیت API
حاکمیت API با هدف ایجاد چارچوبی برای APIهای ایمن، منسجم، قابل استفاده و قابل نگهداری در تمام چرخه عمر آنها شکل میگیرد. سازمانها میتوانند یک حاکمیت API مؤثر را بر اساس چهار پایه اصلی بنا کنند.
-
شناسایی و درگیر کردن ذینفعان کلیدی حاضر در چرخه عمر API — مهم است که هر ذینفع مسئولیتهای خود را تعریف کرده و مشخص کند چگونه و چرا باید آنها را انجام دهد. هدف اینجا اطمینان از مسئولیتپذیری همگان است.
-
تعریف شفاف مراحل و اهداف API – تصمیمگیری درباره نحوه مدیریت با کنترلهای صحیح و همراستا با اهداف کسبوکار.
-
دستورالعملها بخشهای بسیار مهمی هستند که بهترین روشها و ابزارهای مدیریت چرخه عمر API را ارائه میکنند. اینها به منظور فراهمسازی قابلیت همکاریپذیری و قابلیت اطمینان در میان تمام APIهای سازمان هستند.
-
بهبود مستمر بهصورت مداوم به ارتقاء حاکمیت، چارچوب و فرآیندها کمک میکند. این شامل بررسی اجرای صحیح دستورالعملها، جمعآوری بازخورد ذینفعان برای بهبود فرآیندها و ممیزیهای دورهای برای اطمینان از انطباق API با استراتژی و مقررات سازمان است. همچنین شامل آموزش برای سازگاری با نیازهای جدید کسبوکار و پیشرفت فناوری است که فرصتها و چالشهای امنیتی زیادی را به همراه دارد.
با اجرای یک چارچوب حاکمیت API متناسب با نیازهایشان، سازمانها میتوانند محیطی ایجاد کنند که امکان همراستایی امنیت و توسعه را فراهم سازد. این امر ریسک نقضهای امنیتی را کاهش داده و APIها را در میان روشها و فلسفههای مختلفی که سازمانها استفاده میکنند قابل اعتماد و ایمن میسازد.
امنیت از مرحله طراحی
امنیت از مرحله طراحی شامل طراحی و پیادهسازی اقدامات امنیتی در مراحل اولیه چرخه عمر API است تا امنیت از پایه تضمین شود. سازمانها میتوانند با اتخاذ رویکردهای API-first، security-first و design-first از این فلسفه بهرهمند شوند.
طراحی مبتنی بر API شامل طراحی API قبل از هر بخش دیگر برنامه است. این قانون یک جداسازی شفاف میان API و برنامه ایجاد میکند و ایمنسازی مستقل API را سادهتر میسازد. سازمانها پیشتر برای تست و ایمنسازی برنامههایشان اقدامات قوی داشتند اما برای APIهای زیرساختی کافی نبود.
امنیتمحوری بدین معناست که ملاحظات امنیتی باید بالاترین اولویت داشته باشند. این رویکرد اطمینان میدهد که ریسکهای بالقوه ناشی از تهدیدات شناسایی و کنترلهای مناسب برای کاهش آنها اعمال شوند.
طراحیمحوری شامل طراحی API و تولید مشخصات آن قبل از پیادهسازی است. این امر ارتباط شفاف میان ارائهدهندگان و مصرفکنندگان API را ممکن میسازد و اطمینان میدهد که نیازهای هر دو طرف برآورده میشود.
این رویکردها یک استراتژی جامع برای بهرهگیری از امنیت از مرحله طراحی تشکیل میدهند و سازمانها را قادر میسازند امنیت را بهصورت پیشگیرانه بررسی کنند، دادههای حساس خود را بهتر محافظت کنند و یک معماری API قوی ایجاد کنند.
در زمان طراحی و پیادهسازی APIها، اولین گام تولید تعریف API شامل هدف، مخاطبان هدف و دادههایی است که پردازش میشوند. در این مرحله سازمانها باید تمام ذینفعان را دخیل کنند تا این تعریف تا حد ممکن دقیق باشد.
ما نمیتوانیم چیزی را که نمیشناسیم ایمن کنیم. بنابراین اولین گام، شناخت دقیق محصول است تا بتوان بهتر آن را ایمن کرد. براساس یک تعریف شفاف از API، انجام ارزیابی امنیت API برای تعیین امنیت مناسب امکانپذیر است. با داشتن تعریف شفاف و نیازمندیهای امنیتی مناسب، میتوان طراحی امنیت API را آغاز کرد.
در جمعبندی، امنیت از مرحله طراحی تضمین میکند APIها با تمرکز بر امنیت ساخته و توسعه داده شوند و پایهای محکم برای تبادل ایمن داده و کاهش ریسکهای بالقوه فراهم گردد.
DevSecOps
امنیت از مرحله طراحی عمدتاً روی طراحی و معماری کلی برنامه تمرکز دارد. در مقابل، DevSecOps بر روی شیوههای عملیاتی و فعالیتهایی متمرکز است که میتوان آنها را در خط لوله DevOps پیادهسازی کرد. DevSecOps امنیت را در هر مرحله از چرخه توسعه نرمافزار ادغام میکند تا امنیت در سراسر فرآیند در اولویت باشد و نه صرفاً امری پسازآن.
سازمانها میتوانند از این رویکرد با ارتقاء مسئولیت مشترک و ادغام و خودکارسازی امنیت بهره ببرند. ملاحظات امنیتی از طریق همکاری میان تیمهای توسعه و امنیت در فرآیند توسعه ادغام میشود؛ توسعهدهندگان میتوانند در کنار یک کارشناس امنیت کار کنند تا شیوههای امنیتی را درک و اجرا کنند. کارشناسان امنیت نیز میتوانند شناخت بهتری از APIها کسب کرده و برای رعایت نیازهای امنیتی راهنمایی ارائه دهند. سازمانها باید امنیت را با اعمال شیوههای برنامهنویسی امن برای شناسایی و رفع آسیبپذیریها ادغام کنند. در نهایت، آنها باید با فعالسازی تستهای مداوم، وظایف تکراری امنیتی را خودکارسازی کنند تا فرآیند امنیت سادهتر شده و خطای انسانی کاهش یابد. مهمترین مزیت این فلسفه افزایش کارایی است؛ که ارتباط و همکاری را بهبود میبخشد، چابکی، زمان ورود سریعتر به بازار و مدیریت بهتر ریسک را ممکن میسازد.
DevSecOps و امنیت از مرحله طراحی وضعیت کلی امنیت API را بهبود میدهند زیرا سازمانها را قادر میسازند اقدامات امنیتی پیشگیرانه را اولویت دهند و توانایی آنها در واکنش مؤثر را افزایش دهند. پیادهسازی آنها نیازمند تخصص است و سازمانها باید به موارد زیر رسیدگی کنند:
-
پیچیدگی – زیرا یکپارچهسازی فناوریهای مختلف و ارتقاء همکاری میان تیمهای متنوع چالشبرانگیز خواهد بود.
-
مشارکت ذینفعان – اعضای تیم که به فرآیندهای موجود عادت کردهاند ممکن است در برابر پذیرش روشهای جدید مقاومت نشان دهند.
-
پیشرفت فناوری – سازمان باید همگام با تغییرات امنیتی و فناوری حرکت کند زیرا مهاجمان دائماً تکنیکهای خود را توسعه میدهند و آسیبپذیریهای جدید ظاهر میشود.
ترویج امنیت باید مسئولیت همه افراد باشد تا ریسک کاهش یابد و هزینهها در طولانیمدت پایین بیاید.
سازمانها میتوانند ارزیابی ریسک امنیتی انجام دهند تا آسیبپذیریها را شناسایی کرده و بینش کافی برای تصمیمگیری آگاهانه کسب کنند. همچنین ممکن است یک تیم بینوظیفهای تشکیل دهند تا نماینده هر تیم بتواند شیوههای امنیتی را ترویج دهد و چالشها را به اشتراک بگذارد. آنها میتوانند با آموزش، فرهنگ امنیت را در سازمان تقویت کنند.
در پایان، همترازی امنیت با توسعه یک تلاش مقطعی نیست، بلکه فرآیندی پیوسته است که نیازمند تعهد همه ذینفعان میباشد.
