اگر درباره فناوری 5G شنیدهاید اما دقیقاً نمیدانید چیست یا چرا برای شما بهعنوان یک توسعهدهنده مهم است، تنها نیستید. هدف این راهنما سادهسازی مفهوم 5G و توضیح اهمیت آن برای توسعه نرمافزار است.
در هسته خود، 5G درباره شبکهها است: اتصال میلیاردها دستگاه به اپلیکیشنهای مبتنی بر ابر. برای نخستین بار، این شبکهها از طریق نرمافزارِ قابل برنامهنویسی در دسترس قرار گرفتهاند و به شما اجازه میدهند از Network APIها در اپلیکیشنهای خود استفاده کنید.
شکل ۱: نمودار لایهای که نشان میدهد شبکههای موبایل قابل برنامهنویسی چگونه ساخته میشوند؛ از لایههای RAN و Core تا پلتفرمهای روبهروی توسعهدهنده که کنترل پیشرفته شبکه را ممکن میکنند.
درک فناوری 5G
از پایه شروع کنیم. حرف «G» در 5G مخفف «Generation» (نسل) است، بنابراین 5G یعنی پنجمین نسل فناوری شبکههای سلولی. با حرکت جهان به سمت استفاده سنگینتر از شبکههای موبایل از طریق گوشیهای هوشمند، رایانهها و انواع دستگاههای متصل، مصرف داده بهشدت افزایش یافته است. 5G برای مدیریت این جهش بزرگ در تقاضای داده تکامل یافته است.
فناوریهای جدید 5G وعده میدهند تا ۱۰ برابر کارایی بیشتری نسبت به نسلهای قبل ارائه دهند. بسیاری از این بهبودها از «بهرهوری بهتر طیف فرکانسی» و توان ارائه سرویس روی «باندهای فرکانسی جدید» میآید. اما این یعنی چه؟ پاسخ در فناوری 5G New Radio (5G NR) نهفته است.
5G New Radio چیست؟
5G New Radio (NR) استاندارد جهانیای است که هم «لایه فیزیکی» و هم «پروتکلهای نرمافزاری» را پوشش میدهد و ارتباطات پرسرعت و کمتأخیر را در باندهای فرکانسی مختلف ممکن میکند. اما چرا این فرکانسهای رادیویی متفاوت تا این حد مهماند؟ برای توضیح، از یک استعاره اقتصادی استفاده میشود.
5G NR: فرکانسهای بیشتر، تخصصیتر
در اقتصاد، «تخصصی شدن نیروی کار» یعنی با بزرگتر شدن نیروی کار، هر فرد میتواند روی کارهای مشخصتری تمرکز کند و این باعث افزایش بهرهوری و مهارت میشود. به همین دلیل شهرها تنوع بیشتری از کالاها و خدمات تخصصی ارائه میدهند، چون هر فرد روی مهارتهای خاصتر و کوچکتری متمرکز میشود. برعکس، افراد در مناطق روستایی معمولاً مهارتهای عمومیتری دارند تا طیف گستردهتری از کارها را پوشش دهند.
بهطور مشابه، 5G NR طیف بسیار گستردهتری از فرکانسها را نسبت به گذشته آزاد میکند. همانطور که نیروی کار بزرگتر امکان تخصصی شدن را فراهم میکند، گستره بیشتر فرکانسها هم یعنی هر فرکانس در یک کار خاص بهتر عمل میکند. فرکانسهای بالاتر میتوانند برای کارهای پرظرفیت مانند استریم 4K عملکرد بسیار بالایی بدهند، اما برد کمتری دارند و در فواصل طولانی قابل اتکا نیستند. فرکانسهای پایینتر برد بیشتری دارند اما ممکن است نرخ داده مشابه ارائه ندهند.
اما تخصصی شدن فرکانسها فقط یک لایه از معماری متفاوت 5G است. قدرت واقعی 5G در این است که نه فقط لایه رادیویی، بلکه کل پشته شبکه را از رادیو تا Core و تا لایه ارکستریشن، برای موارد استفاده مشخص تنظیم میکند. این قابلیت از طریق Network Slicing ممکن میشود.
یک «اسلایس شبکه» مثل یک مسیر خصوصیِ مجازی در کل زیرساخت 5G است که با ویژگیهای دقیق موردنیاز برای یک نوع اپلیکیشن پیکربندی میشود. یک اسلایس میتواند برای کمترین تأخیر ممکن (مثل خودروهای خودران) بهینه شود، اسلایس دیگر برای استقرار عظیم IoT، و اسلایس دیگر برای مسافرانی که در یک قطار سریعالسیر ویدئو استریم میکنند.
این اسلایسها بهصورت پویا توسط سیستمهایی در لایه OSS (Operations Support System) ساخته و مدیریت میشوند؛ لایهای که نقش مغز ارکستریشن و خودکارسازی شبکه را دارد. اگر 5G NR «کارگران تخصصی» را فراهم کند، OSS مثل مدیر پروژهای است که بر اساس زمینه و نیاز، آنها را به کار درست اختصاص میدهد.

شکل ۲: نموداری که بدهبستانها (Trade-offs) میان باندهای طیف 5G را نشان میدهد و پوشش، ظرفیت و تأخیر را از فرکانسهای پایین تا بالا مقایسه میکند.
همانطور که در نمودار بالا دیده میشود، 5G روی گستره وسیعتری از باندهای فرکانسی نسبت به نسلهای قبل کار میکند. هر باند ویژگیهای فیزیکی متفاوتی دارد که روی برد سیگنال، سرعت انتقال داده و سرعت پاسخ شبکه اثر میگذارد. هرچند باندهای بالا میتوانند تأخیر پایینتری ایجاد کنند، اما این به نحوه پیکربندی شبکه هم بستگی دارد، مخصوصاً زمانبندی (Scheduling) و ارکستریشن. این یکی از دلایلی است که 5G را به یک پلتفرم انعطافپذیر و در عین حال پیچیده تبدیل میکند.
شبکههای قابل برنامهنویسی چیستند؟
تخصصی شدن فرکانسها اگر نتوان از آنها درست استفاده کرد، خیلی کمکی نمیکند؛ مثل داشتن یک تیم متخصص اما بدون راهی برای تخصیص کار. بهطور سنتی، شبکههای مخابراتی سیستمهایی بسته بودهاند و برای توسعهدهندگان بیرونی دسترسپذیر نبودهاند. 5G این پارادایم را با معرفی شبکههای قابل برنامهنویسی تغییر میدهد و قابلیتهای شبکه را از طریق Network APIهای استاندارد باز میکند.
این تحول بهواسطه مؤلفههای کلیدیای مثل NEF (Network Exposure Function) و AF (Application Function) ممکن میشود؛ مؤلفههایی که بین شبکه و اپلیکیشنهای بیرونی نقش پل را بازی میکنند (در ادامه).

شکل ۳: نموداری که تعامل میان توابع شبکه 5G و اپلیکیشنهای 5G را از طریق NEF و AF نشان میدهد، شامل احراز هویت، کنترل سیاستها و جریان ارتباط.
Network Exposure Function چیست؟
NEF مانند یک درگاه امن بین سرویسهای داخلی شبکه و دنیای بیرون عمل میکند. سیاستها را اعمال میکند، درخواستها را احراز هویت میکند و تضمین میکند فقط اپلیکیشنهای مجاز بتوانند با شبکه تعامل کنند؛ مشابه اینکه یک API Gateway در معماری ابری، دسترسی به میکروسرویسها را مدیریت میکند.
Application Function چیست؟
AF در Control Plane هسته 5G قرار دارد و نحوه تعامل اپلیکیشنها با سرویسهای شبکه را ارکستره میکند. مدیریت نشستها، منابع و اولویتبندی ترافیک را پشت صحنه انجام میدهد تا عملکرد و قابلیت اتکای مواردی مثل تماس ویدئویی، استریم یا اتصال دستگاههای IoT تضمین شود.
CAMARA: شبکههای قابل برنامهنویسی برای برنامهنویسان
هرچند NEF و AF امکان برنامهپذیری را فراهم میکنند، اما برای توسعهدهندهها «روبهرو» (Developer-facing) نیستند. اینجا پروژه CAMARA وارد میشود.
CAMARA یک ابتکار جهانی زیر نظر LINUX Foundation است برای استانداردسازی باز و توسعهدهندهپسندِ Network APIها در میان اپراتورها، فروشندگان و کشورها. این پروژه پیچیدگی زیرساخت مخابراتی را انتزاع میکند و درخواست قابلیتهایی مانند موارد زیر را ساده میسازد:
-
تأیید شماره تلفن کاربر بدون One Time Passwords (OTPها)
-
درخواست عملکرد خاص شبکه (مثل تأخیر پایین)
-
بررسی اتصال یا موقعیت دستگاه
این شبیه روشی است که ارائهدهندگان سرویس ابری، قابلیتهای قدرتمند زیرساخت را از طریق APIهای تمیز ارائه میکنند تا توسعهدهندگان بدون نیاز به دانستن جزئیات سیمکشی سرورها بتوانند محصول بسازند.
تکامل معماری شبکه
برای فهم اینکه این شبکههای قابل برنامهنویسی چگونه ممکن شدند، باید تکامل معماری شبکهای که پشت آنهاست بررسی شود. شبکههای مدرن از دو جهت اصلی با نسلهای قبل تفاوت دارند: دسترسی به فرکانسهای بسیار بالاتر، و تکامل معماری RAN (Radio Access Network) برای پشتیبانی از پیادهسازیهای مبتنی بر ابر.

شکل ۴: نموداری که معماری LTE، C-RAN و Cloud RAN را مقایسه میکند و گذار از RAN غیرمتمرکز به RAN متمرکز و توزیعشده را نشان میدهد.
اگرچه شبکههای موبایل همیشه عناصر متمرکزی داشتهاند، 5G سطح جدیدی از انعطاف معماری را وارد میکند. بهجای ایستگاههای پایه یکشکل برای همه، توابع شبکه حالا ماژولار و اغلب مجازیسازیشدهاند. این به اپراتورها اجازه میدهد استقرار را بر اساس عملکرد، هزینه و جغرافیا تنظیم کنند.
پیشرفتهای RAN در 4G و 5G
در فناوری شبکه موبایل، RAN سامانهای است که دستگاههای کاربر (گوشیها، رایانهها و دستگاههای IoT) را از طریق سیگنالهای رادیویی به هسته شبکه متصل میکند. RAN میتواند پیچیده باشد، اما مؤلفههای کلیدی زیر مهماند:
-
Antennas (آنتنها): تبدیل بین سیگنالهای الکتریکی و امواج رادیویی.
-
Radios (رادیوها): تبدیل بین داده دیجیتال و سیگنالهای RF قابل ارسال بیسیم؛ تضمین ارسال در فرکانس و توان درست برای ارتباط شفاف.
-
Basebands (بیسبندها): پردازش سیگنالها بین هسته شبکه و دستگاههای کاربر بهطوری که قابل ارسال روی هوا باشد.
-
Core Network (هسته شبکه): اتصال سیگنالها بین RAN و اینترنت و سایر سرویسهای ارتباطی؛ مدیریت مسیریابی تماسها، مدیریت داده و تضمین اتصال پیوسته هنگام جابهجایی کاربر.
همانطور که ماشینهای مجازی در رایانش ابری نرمافزار را از سختافزار جدا میکنند، شبکههای مدرن هم میتوانند توابع کلیدی شبکه را از زیرساخت فیزیکی جدا کنند. جدا کردن «کارکردهای RAN» (توابع شبکه) از «نحوه تحقق/پیادهسازی» (realizations) امکان تخصیص و مقیاسدادنِ درخواستی را برای Control Plane (CP) و User Plane (UP) فراهم میکند: بخشی که اتصالها را مدیریت میکند و بخشی که داده واقعی کاربران را حمل میکند. این جداسازی قابلیتهای جدیدی مثل slicing، مسیریابی پویا، کنترل کیفیت سرویس (QoS) و مدیریت نشست از طریق APIها را ممکن میسازد؛ مشابه اینکه میکروسرویسهای مدرن اجازه میدهند بخشهای مختلف معماری اپلیکیشن مستقل از هم پیکربندی شوند.
سازگاری با نسلهای قبل در 5G
با تکامل معماری RAN، باید توجه داشت شبکهها backward compatible هستند. 5G طوری طراحی شده که طی یک دوره طولانی و بهصورت تدریجی وارد شود و تداوم سرویس برای دستگاهها و خدمات موجود حفظ شود. به همین دلیل بسیاری از Network APIهای اولیه در شبکههای 4G/LTE هم در دسترساند؛ مانند Sim Swap، Number Verification و QoD. با این حال، برای باز کردن موارد استفادهای که فقط 5G میتواند ارائه دهد، مثل تأخیر فوقالعاده پایین و ظرفیت بسیار بالاتر، در نهایت به Standalone 5G نیاز خواهد بود.
مفاهیم کلیدی در معماری 5G
درک معماری 5G میتواند پیچیده باشد، اما برای توسعهدهندگان نرمافزار علاقهمند به Network APIها، فهم برخی مفاهیم کلیدی ضروری است؛ مفاهیمی که شبکههای 5G را قابل برنامهنویسی و انعطافپذیر میکنند.
User Plane و Control Plane چیستند؟
همانطور که گفته شد، جداسازی User Plane و Control Plane یکی از پیشرفتهای بنیادی در 5G است که روی کار توسعهدهندگان اثر میگذارد. اما این دو دقیقاً چه میکنند؟
Control Plane
Control Plane را میتوان «ارکستراتور» شبکه دانست. وظایف سیگنالینگ و مدیریت شبکه را انجام میدهد که برای ایجاد، نگهداری و خاتمه اتصال بین دستگاههای کاربر و شبکه لازم است. خودش داده کاربر را حمل نمیکند، اما عملیات User Plane را پشتیبانی و مدیریت میکند.
User Plane
User Plane مسئول انتقال واقعی داده کاربر بین دستگاه و شبکه است؛ مثل ترافیک اینترنت، ویدئو و صدا. این لایه payloadی را حمل میکند که کاربران نهایی تولید و مصرف میکنند، مانند استریم ویدئو، وبگردی و دانلود فایل.
از منظر نرمافزار، Control Plane شبیه منطق کنترلی اپلیکیشن برای مدیریت گردشکارها است، و User Plane شبیه لایه پردازش داده که جریان واقعی داده را مدیریت میکند.
این جداسازی انعطاف و کارایی بیشتری میدهد. برای مثال، Edge Computing بخشی از کارکردهای User Plane را به کاربر نزدیکتر میکند و تأخیر را با پردازش داده در نزدیکی منبع کاهش میدهد؛ مشابه نزدیک کردن دادههای پرمصرف به کاربر با caching در اپلیکیشنهای وب.
اجزای کلیدی در هسته موبایل 5G
همانطور که 5G در فرکانسها تخصصی میشود، در «توابع شبکه» هم تخصصی میشود. فهم این مؤلفهها کمک میکند مشخص شود Network APIها چگونه با شبکه تعامل میکنند.
گرههای مهم برای برجسته کردن:
-
User Plane Function (UPF): ترافیک User Plane را مدیریت میکند. نزدیک بودن UPF به کاربر برای افزایش عملکرد حیاتی است و انتقال کمتأخیر داده را ممکن میکند.
-
Unified Data Management (UDM): دادههای مشترک را مدیریت میکند و دسترسی امن به سرویسهای شبکه را تضمین میکند. اطلاعات اشتراک کاربر را نگه میدارد و تعیین میکند کاربر به کدام اسلایسها دسترسی دارد.
-
Policy Control Function (PCF): سیاستهای شبکه و کیفیت سرویس (QoS) را مدیریت میکند. برای نمونه در API کیفیت بر اساس تقاضا (QoD)، PCF پروفایلهای QoD را مدیریت میکند و تضمین میکند اپلیکیشنها بر اساس نیازشان منابع لازم را دریافت کنند.
اگرچه معماری کامل 5G گرههای زیادی دارد، هر Network API که در اختیار توسعهدهنده قرار میگیرد با ترکیبهای مشخصی از این گرهها تعامل میکند. این تخصصیسازی خدمات شبکه را هدفمندتر و کاراتر میکند. کافی است به نمودار NR Core استفادهشده در Ericsson نگاه شود تا تعداد گرههای تخصصی مشخص شود.

شکل ۵: نمودار معماری کارکردی که توابع شبکه 2G/3G، 4G EPC و 5G Core (5GC) را در حوزههای RAN، انتقال Core و دامنههای سرویس نشان میدهد، با رابطهایی به دامنههای داده کاربر، خدمات ارتباطی، Exposure، Charging و lawful-intercept.
خوشحال نیستید که فقط باید با APIها سر و کار داشته باشید؟
گرههای Mobile Core: مثال API کیفیت بر اساس تقاضا (QoD)
برای نشان دادن همکاری این مؤلفهها، به API کیفیت بر اساس تقاضا (QoD) نگاه میشود:

شکل ۶: نموداری که گرههای Mobile Core پشتیبان API کیفیت بر اساس تقاضا (QoD) را نشان میدهد؛ از توابع کنترلی Core مثل Authentication Server و Network Exposure تا عناصر روبهروی کاربر مانند User Plane، اپلیکیشن و شبکه داده.
-
Session Management Function (SMF): نشستها بین دستگاه کاربر و شبکه را مدیریت میکند؛ ایجاد، بهروزرسانی و حذف نشستهای داده. با UPF و PCF ارتباط میگیرد تا مسیریابی ترافیک، QoS و کنترل نشست درست انجام شود و با اصول cloud-native برای مقیاسپذیری طراحی میشود.
-
Access and Mobility Management Function (AMF): سیگنالینگ Control Plane مرتبط با ثبت دستگاه، اتصال و مدیریت تحرک را مدیریت میکند. در زمینه QoD، AMF همراه SMF واکنش شبکه به درخواستهای اپلیکیشن را مدیریت میکند.
-
Unified Data Management (UDM): اطلاعات حیاتی کاربر مانند جزئیات اشتراک و پروفایلهای QoS را ذخیره میکند و تحویل سرویس را کارا میسازد. با مؤلفههایی مثل Authentication Server Function (AUSF) برای تأیید اعتبار کاربر تعامل میکند.
-
Policy Control Function (PCF): از طریق RESTful APIها با SMF و AMF یکپارچه میشود و کنترل بلادرنگ سیاست و شارژینگ را ممکن میکند. تضمین میکند سرویسهایی مانند enhanced Mobile Broadband (eMBB) و Ultra-Reliable Low-Latency Communications (URLLC) بهصورت کارا مدیریت شوند.
وقتی یک اپلیکیشن از طریق QoD API یک سطح QoS مشخص درخواست میکند، درخواست از طریق NEF و AF به PCF میرسد و سپس PCF سیاستهای مناسب را روی توابع شبکه درگیر اعمال میکند.
هر API ممکن است به ترکیب متفاوتی از گرههای زیربنایی متکی باشد. نکته خوب این است که برای استفاده از API لازم نیست هیچ چیز درباره گرهها بدانید.
کاربردهای عملی 5G برای توسعهدهندگان نرمافزار
پس این گرههای جدید و فرکانسهای جدید واقعاً چه معنایی دارند؟ یعنی بهعنوان توسعهدهنده میتوان اپلیکیشن را به داخل شبکه توسعه داد. همانطور که فرکانسها و گرهها تخصصیتر شدهاند، اپلیکیشنها هم میتوانند تخصصیتر شوند. موارد استفادهای به ذهن میرسد که «قابلیت اتکا» و «عملکرد» حیاتی باشد؟ با قابلیتهای جدید شبکه، میتوان اپلیکیشن را بهصورت برنامهنویسیشده با اطلاعات یا قابلیتهای شبکه سازگار کرد تا قابلیت اتکا، عملکرد و امنیت بهبود یابد.
سرویسدهی متمایز (Differentiated Service)
با فناوری 5G، توسعهدهندگان به APIهای قدرتمندی دسترسی پیدا میکنند که امکانهای تازهای ایجاد میکند. یکی از عملیترین مزیتها، کنترل جزئی کیفیت سرویس (QoS) است؛ یعنی میتوان برای انواع مختلف اپلیکیشنها عملکرد بهینه را از طریق QoD API تضمین کرد:
-
Field Service Management: تکنسینهایی که از راه دور کار میکنند میتوانند به اتصالهای پرسرعت و کمتأخیر تکیه کنند تا بهروزرسانیهای بلادرنگ، فید ویدئویی یا لایههای واقعیت افزوده (AR) را دریافت کنند.
-
Tele-surgery: اقدامات درمانی در محیطهای دورافتاده مانند کشتیهای کروز یا مناطق بحرانزده به تأخیر فوقالعاده پایین و قابلیت اتکای تضمینشده نیاز دارد. slicing در 5G منابع اختصاصی شبکه فراهم میکند تا جراحان بتوانند از راه دور ابزارهای رباتیک را بلادرنگ کنترل کنند.
امنیت تقویتشده (Enhanced Security)
یک کاربرد مهم دیگر Network APIها، پیشگیری از تقلب است، بهخصوص برای مقابله با حملات تعویض سیمکارت (SIM swap) و تأیید شماره موبایل.
-
SIM Swap Protection: میتوان بررسیهای بلادرنگ روی فعالسازی سیمکارت کاربر انجام داد و رفتار مشکوک را شناسایی کرد. این یک لایه دفاعی قدرتمند است، مخصوصاً در صنایعی مثل بانکداری که تأیید شماره موبایل برای احراز هویت و امنیت حساب حیاتی است.
-
Number Verification: احراز هویت بیصدا و امن کاربران از طریق شبکه دیتای موبایل، بدون نیاز به OTP. این API تأیید میکند سیمکارت داخل دستگاه با شماره تلفن مورد انتظار همخوان است. برای جلوگیری از ساخت حسابهای اسپم، اطمینان از اطلاعات تماس قابل اتکا و افزایش امنیت اپلیکیشن با حداقل تلاش کاربر بسیار مفید است.
تجربه مشتری بهتر (Improved Customer Experience)
APIهای 5G تجربه مشتری را با دادههایی مثل موقعیت و وضعیت دستگاه بهطور قابل توجهی بهبود میدهند.
-
Device Location Services (Location Verification API & Location Retrieval API): APIها میتوانند موقعیت دستگاه را با دقت بالاتر مشخص کنند و سرویسهای مبتنی بر موقعیت، رهگیری بهتر ارسال کالا یا پیشنهادهای شخصیسازیشده را ممکن سازند.
-
Proactive Device Monitoring: دسترسی به دادههای وضعیت دستگاه اجازه میدهد سلامت دستگاه، قدرت سیگنال یا عمر باتری بهصورت پیشدستانه پایش شود. این کار به ارائهدهندگان سرویس کمک میکند قبل از اینکه مشکل روی کاربر اثر بگذارد، آن را رفع کنند؛ در نتیجه رضایت مشتری با کاهش downtime و ارائه خدمات شخصیسازیشده افزایش مییابد.
مطالعه موردی: Network APIها برای پیشگیری از تقلب
یک اپلیکیشن بانکی را در نظر بگیرید که میخواهد سامانههای پیشگیری از تقلب خود را تقویت کند، بهخصوص برای اقدامهای حساس مثل انتقال وجه، بازنشانی رمز عبور یا اضافه کردن ذینفع جدید. بهطور سنتی، تشخیص تقلب بر بررسی رمز عبور، OTP و اثرانگشت دستگاه متکی است؛ روشهایی که میتوانند رهگیری یا جعل شوند.
با استفاده از Network APIها، بانک میتواند یک لایه تشخیص تقلبِ امنتر و بلادرنگ بسازد که مستقیماً به خود شبکه موبایل متصل است.
برای مثال، وقتی کاربر یک تراکنش با ارزش بالا شروع میکند، اپلیکیشن میتواند ابتدا از SIM Swap API استفاده کند تا بررسی کند سیمکارت کاربر اخیراً عوض شده یا نه؛ نشانهای از احتمال تصاحب حساب. سپس میتواند بیصدا تأیید کند شماره تلفن با سیمکارت فعلی همخوان است، با استفاده از Number Verification API و بدون ارسال OTP پیامکی یا ایمیلی که ممکن است فیش شود.
برای افزایش امنیت، اپلیکیشن میتواند از Device Location Verification API هم استفاده کند تا قبل از تأیید تراکنش بررسی کند دستگاه در یک محدوده قابل اعتماد است (مثلاً کشور محل سکونت مشتری یا آدرس ثبتشده).
با ترکیب این APIها، اپلیکیشن بانکی میتواند یک بررسی امنیتی پسزمینه ایجاد کند که سریعتر، دقیقتر و بهمراتب سختتر برای مهاجمان قابل دور زدن است و سطحی از محافظت ارائه میدهد که پیش از باز شدن دسترسی به هوش شبکه موبایل از طریق Network APIها ممکن نبود.

شکل ۷: فلوچارتی که نشان میدهد Network APIهایی مانند number verification، تشخیص SIM swap و location verification چگونه به امنسازی تراکنشهای بانکی با ارزش بالا کمک میکنند.
شروع کار با Network APIها
آیا این مقاله سخت بود؟ آیا حجم مخففها (acronymها) و مفاهیم گیجکننده به نظر رسید؟ این کاملاً طبیعی است. نکته زیبای Vonage Network APIها این است که برای شروع استفاده از آنها در اپلیکیشنها، نیازی به تسلط کامل بر همه جزئیات 5G ندارید.
یک قدم جلوتر از هکرها بمانید و ادغام قابلیتهای 5G را با APIهایی مانند Sim Swap و Network Verification آغاز کنید.
برای سرعت دادن به فرایند توسعه، منابعی مانند Network API Sandbox و Virtual CSP ایجاد شدهاند. این ابزارها محیطی کنترلشده فراهم میکنند تا بتوان با اطمینان اپلیکیشنها را تست و مستقر کرد.
با ادامه تکامل فناوری 5G، اکنون زمان مناسبی برای بررسی ظرفیتهای آن است. و اگر 5G پیچیده به نظر میرسد، فقط تصور کنید 6G چه چیزهایی با خود خواهد آورد.

شکل ۱: نمودار لایهای که نشان میدهد شبکههای موبایل قابل برنامهنویسی چگونه ساخته میشوند؛ از لایههای RAN و Core تا پلتفرمهای روبهروی توسعهدهنده که کنترل پیشرفته شبکه را ممکن میکنند.