چگونه میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که مشاهدهپذیری در چرخه عمر توسعه به حاشیه رانده نمیشود؟
به گفته کالین گریفین از Krumware، ما اغلب چرخه عمر توسعه را بر اساس نحوه تعامل توسعهدهندگان با برنامهها میبینیم. در مهندسی پلتفرم، تمرکز بر کاربران نهایی است—توسعهدهندگان، تیمهای داده، اپراتورها و دیگران—از منظر مدیریت برنامه. مشاهدهپذیری API معمولاً در اولویت پایینتری قرار میگیرد؛ اغلب به این دلیل که تیمها دقیقاً نمیدانند چگونه آن را پیادهسازی کنند یا مسئولیتها چگونه تقسیم میشود.
اینجاست که تیمهای مشاهدهپذیری وارد عمل میشوند. آنها میتوانند به توسعهدهندگان آموزش دهند چگونه اطلاعات قابل اقدام درباره عملکرد API به دست آورند؛ چه از نظر امنیت، چه کارایی و چه در حالت کلی. ابزارهای زیادی در پلتفرمها وجود دارد که توسعهدهندگان میتوانند از آنها استفاده کنند، اما بسیاری از تیمها احساس آمادگی نمیکنند و دقیقاً نمیدانند مشاهدهپذیری چیست یا چگونه میتوانند از آن سود ببرند. نبود ارتباط مؤثر این چالش را تشدید میکند. تیمهای مشاهدهپذیری باید با توسعهدهندگان همکاری کنند تا این موانع برطرف شود و مشاهدهپذیری به یک قابلیت محوری تبدیل گردد.
چرا مشاهدهپذیری در پلتفرمهای API اهمیت دارد؟
به گفته گریفین، صرفهجویی در زمان در صدر فهرست قرار دارد. بدون مشاهدهپذیری، توسعهدهندگان مجبورند بین بارهای کاری مختلف جابهجا شوند تا بفهمند چه چیزی و کجا خراب شده است. شناسایی یک مشکل ممکن است هفتهها طول بکشد، در حالی که با الگوهای مشاهدهپذیری این زمان به چند دقیقه کاهش مییابد.
این صرفهجویی زمانی در سراسر کسبوکار اثر میگذارد. توسعهدهندگان کارآمدتر میشوند، روی مسائل درست در زمان درست تمرکز میکنند و رضایت شغلی بالاتری دارند. پیامدهای این موضوع بسیار گسترده است.
لورنا میچل از Redocly نیز معتقد است ارزش مشاهدهپذیری در پلتفرمهای API به یافتن سطح مناسب مشاهدهپذیری برای بخشهای مختلف پشته برنامه بستگی دارد. APIها اغلب در لبه سیستم قرار دارند؛ بنابراین اگر حملهای رخ دهد، اینجا جایی است که شاخصها وجود مشکل را نشان میدهند.
ساخت مشاهدهپذیری در APIها بهعنوان اولین الگو، بدون سرمایهگذاری سنگین، ارزش زیادی ایجاد میکند. APIهای قابل مشاهدهپذیری، تابآوری و قابلیت اطمینان بخشهای بیرونی برنامه را تضمین میکنند و ارزش آنها را همواره در دسترس نگه میدارند.
وقتی مشاهدهپذیری بهدرستی انجام نشود چه اتفاقی میافتد؟
آمود گوپتا از Traceable تأکید میکند که باید بین نداشتن داده مشاهدهپذیری و داشتن بیشازحد آن تعادل برقرار کرد. هر دو حالت میتوانند بد باشند. نبود داده باعث اتلاف ساعتها یا حتی روزها برای عیبیابی میشود. از سوی دیگر، داشتن انبوهی از داده بدون سازماندهی مناسب نیز میتواند فلجکننده باشد.
امروزه داشتن دادههای مشاهدهپذیری به یک ضرورت تبدیل شده است. موفقیت حرکتهایی مانند OpenTelemetry تحت CNCF نشان میدهد که همه به این دادهها نیاز دارند. اما مهمتر این است که بدانیم چگونه از این دادهها استفاده میکنیم. آیا برای هر شاخص هشدار میگیریم یا هشدارها را بر اساس KPIهای نتیجهمحور تنظیم میکنیم؟ رویکرد دوم امکان ریشهیابی سریعتر انحرافها از خط مبنا را فراهم میکند.
برای مثال، در یک پلتفرم فروش بلیت سینما، هشدارهای پراکنده برای مصرف CPU، حافظه یا جمعآوری زباله مشکلساز است. اما هشدارهای نتیجهمحور که بر اساس الگوهای فروش بلیت در ساعات و روزهای مختلف تنظیم شدهاند، فقط زمانی فعال میشوند که واقعاً مشکلی تجاری رخ داده باشد.
ملاحظات طراحی مشاهدهپذیری چگونه در طول زمان تکامل مییابند؟
لورنا میچل بر اهمیت فکر کردن به مقصد نهایی در طراحی API تأکید میکند: چه چیزی عرضه میکنید؟ API از چه نوعی است؟ باید حاکمیت، استانداردها، امنیت و محیط تولید را مشخص کنید. نیازها و اهداف متفاوت، رویکردهای متفاوتی به مشاهدهپذیری میطلبند.
با این حال، مشخصات OpenAPI به کمک میآید. این استاندارد ارتباط دقیق میان تیمها، ابزارها و تمام مراحل چرخه عمر—from طراحی تا دروازههای API—را ممکن میسازد. حتی در آینده نیز برای چیزهایی که هنوز تصور نشدهاند، از OpenAPI استفاده خواهید کرد.
میچل هشدار میدهد که سادهانگاری در ابتدای طراحی میتواند به اشتباهاتی منجر شود، از جمله:
-
نرساندن زنجیره ابزار به سطحی که تیمها بتوانند بخشهای مختلف سطح API را کنترل کنند.
-
ارسال نکردن endpointهای عمومی به دروازه API، بهطوری که نه در دسترس باشند و نه ایمن.
طراحی برای مشاهدهپذیری صرفاً نوشتن کد و تولید توصیف API نیست؛ بلکه ترکیب اجزای OpenAPI با ابزارها و فیلتر کردن بخشهایی است که هنوز پیادهسازی نشدهاند. بسیاری از سازمانها در همین گامهای اولیه دچار چالشاند—مثلاً linting مناسب ندارند یا فقط به قوانین پیشنهادی بسنده میکنند—و نتیجه نهایی به مصالحهای ضعیف تبدیل میشود.
طراحی امنیت API برای نیازهای آینده
هرگز API را بدون امنیتی که در نهایت خواهد داشت منتشر نکنید. این یک قانون طلایی است. آمود گوپتا یادآوری میکند که APIها دروازههای سرویسهای توزیعشده مدرن هستند. ایمنسازی این دروازهها سفری انتهابهانتهاست که از طراحی API آغاز میشود و تا مشخصات OpenAPI، اسکن کد و تست فعال ادامه مییابد.
پس از آن، تشخیصهای غیرفعال از طریق تحلیل ترافیک و قابلیتهای بلادرنگ OpenTelemetry و مشاهدهپذیری وارد عمل میشوند. امنیت و مشاهدهپذیری بهشدت به هم وابستهاند. ردگیریها (traces) نقش کلیدی دارند و با تحلیل آنها میتوان الگوهای حمله و تلاش برای کشف ضعفها را شناسایی کرد. مشاهدهپذیری فقط برای کارایی نیست؛ دادههای غنی آن برای امنیت نیز حیاتیاند.
غلبه بر چالشهای ساخت پلتفرمهای API قابل مشاهدهپذیری
در دنیای بومی ابری میتوانید از ابزارها و برنامههای دیگران استفاده کنید، اما ابتدا باید پایههای خود را درست بسازید—یعنی لاگگیری مناسب. پیروی از الگوهای درست لاگگیری در کد، برنامه و APIها باعث میشود دادههای تلهمتری بدون نیاز به کدنویسی سختگیرانه جمعآوری و منتقل شوند. لاگگیری به stderr و stdout نقطه شروع خوبی است و ابزارهای مشاهدهپذیری میتوانند آنها را گسترش دهند.
اگر نمیدانید از کجا شروع کنید یا نگران هزینه هستید، توصیه گریفین این است که در لایه برنامه تا حد امکان لاگ بگیرید و سپس با ابزارها، آنچه ذخیره میشود را فیلتر کنید. با ابزارهای مناسب، هزینه لاگ و مانیتورینگ قابل پیشبینی و مدیریت است.
آیا باید از OAS برای توصیف نیازهای مشاهدهپذیری استفاده کرد؟
به گفته لورنا میچل، نه لزوماً. OpenAPI برای توصیف رابط API است، نه تغییرات مشاهدهپذیری یا بهبود ردگیری. استانداردهایی مانند OpenTelemetry برای توصیف رویدادهای ردگیری وجود دارند، اما همه آنها OpenAPI نیستند.
با این حال، آمود گوپتا تأکید میکند که ثبت KPIها و مستندسازی SLAها ضروری است تا کاربران بدانند چه انتظاری داشته باشند. اینکه این اطلاعات کجا ثبت شوند مهم است، اما باید جایی مستند شوند.
شاخصهای ستاره شمالی که برای پلتفرمهای API ارزش ایجاد میکنند کداماند؟
کالین گریفین پیشنهاد میکند ابتدا شروع کنید و لاگگیری را راه بیندازید تا APIها اطلاعات قابل اقدام تولید کنند.
برای لورنا میچل، زمان پاسخ شاخص کلیدی محصول است؛ افت آن مستقیماً به نارضایتی و ریزش مشتری منجر میشود.
آمود گوپتا اضافه میکند که از منظر کارایی، بار، زمان پاسخ و نرخ خطا شاخصهای اصلیاند. در امنیت، دادههای حجمی و الگوهای ترافیک اهمیت بیشتری دارند. از منظر کسبوکار نیز شاخصها به نوع فعالیت بستگی دارند؛ مثلاً در تجارت الکترونیک، دادههای OpenTelemetry و مانیتورینگ عملکرد کل قیف فروش را هدایت میکنند.
