در سال ۲۰۲۵، ساختن یک API فقط نیمی از نبرد است. اگر شما خوششانس باشید، API شما در نهایت شاهد انفجار در میزان استفاده خواهد بود — اما این موضوع با افزایش هزینهها همراه است و در نتیجه، نیاز به تولید درآمد نیز افزایش پیدا میکند.
بر همین اساس، مشخصکردن اینکه چگونه API خود را به بهترین شکل ممکن درآمدزایی کنید، فوقالعاده مهم است — این موضوع نهتنها لحن استفاده از API را در طول چرخه عمر API تعیین میکند، بلکه دقیقاً مشخص میکند که خود کسبوکار چگونه باید عمل کند.
در ادامه، به بررسی ۹ مورد از رایجترین مدلهای درآمدزایی API که در حال حاضر در سال ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار میگیرند میپردازیم. برخی از آنها مستقیم هستند، برخی غیرمستقیم — اما همه آنها ابزارهای مفیدی برای تضمین سلامت و طول عمر محصول API شما در مقیاس بزرگ محسوب میشوند.
۱. مبتنی بر اشتراک (Subscription-Based)
این یک مدل کسبوکار API کلاسیک است — و مدل چندان پیچیدهای هم نیست. در مدلهای اشتراکی، کاربران یک پرداخت تکرارشونده انجام میدهند، که میتواند ماهانه یا سالانه باشد، و در ازای آن به سطوح دسترسی تعریفشدهای دست پیدا میکنند.
این سطوح اغلب شامل سهمیهها، تضمینهای SLA، ویژگیهای پریمیوم سطحبندیشده، و سایر تفکیکها هستند.
مثالها
نمونههای خوب از این نوع شامل موارد زیر هستند:
-
پلنهای متغیر Twilio
-
سطوح مختلف API جستجوی Algolia
مزایا
-
این مدل در طول زمان درآمد API قابل پیشبینی ایجاد میکند، بهویژه اگر نرخ نگهداشت کاربران بالایی داشته باشید.
-
بودجهبندی برای مشتریان سادهتر است، که این موضوع تعهد بلندمدت را تشویق میکند.
-
شما بازاریابی غیرفعال دریافت میکنید از طریق تبلیغ ویژگیها در سطوح گرانتر، که اغلب منجر به جابهجایی کاربران بین سطوح اشتراک میشود.
معایب
-
قفلشدن در سطوح مشخص میتواند کاربران سبک یا کاربرانی که فقط برای موارد استفاده یکباره به API نیاز دارند را دلسرد کند.
-
الگوهای مصرف همیشه با سطوح اشتراک همخوانی ندارند، و این موضوع باعث میشود کاربران احساس کنند یا محدود شدهاند یا از آنها سوءاستفاده شده است، مگر اینکه اعتبار یا مصرف به دوره بعد منتقل شود.
-
قفلکردن قیمت درست میتواند کمی شبیه بازی موشوچکش باشد.
۲. مبتنی بر مصرف (Consumption-Based)
یکی از روشهای رایج درآمدزایی API، مدل مبتنی بر مصرف است که با نام پرداخت بهازای استفاده (Pay-as-you-go) نیز شناخته میشود. این استراتژی بر اساس میزان مصرف سرویس هزینه دریافت میکند، که اغلب بهازای هر درخواست، هر فراخوانی، یا هر واحد داده پردازششده اندازهگیری میشود.
مدل مبتنی بر مصرف نسبت به سیستمهای اشتراکی ثبات قیمتی کمتری دارد، اما این موضوع میتواند باعث شود یا بسیار ارزانتر باشد یا بسیار گرانتر، بسته به مورد استفاده و حجم مصرفکننده. اگر استفاده شما بسیار کم باشد، یک اشتراک سطح پایین ممکن است گرانتر از مصرف واقعی شما تمام شود، اما اگر استفاده شما زیاد باشد، بیشتر مدلهای اشتراکی بهطور قابل توجهی ارزانتر خواهند بود.
مثالها
نمونههایی از مدلهای مبتنی بر مصرف شامل AWS، Google Cloud و سایر سیستمهای IaaS هستند. این مدلها اغلب میتوانند بسیار پیچیده باشند، اما نمونههای سادهتری نیز وجود دارند، مانند بروکرهای MQTT مثل HiveMQ، که هزینههای مصرفی شفافی دارند — در مورد HiveMQ، حساب Cloud Starter آنها بهازای هر ساعت استفاده ۰.۳۴ دلار و بهازای هر یک میلیون پیام ۰.۸۰ دلار دریافت میکند.
مزایا
-
قیمتگذاری کاملاً شفاف است، زیرا معمولاً محاسبه هزینه بهصورت ۱:۱ با میزان استفاده انجام میشود.
-
کاربران میتوانند نسبتاً آسان مقیاسدهی کنند بدون اینکه از همان ابتدا هزینههای بالای اشتراک پرداخت کنند، که این موضوع برای برخی کسبوکارها بسیار جذاب است.
-
قیمت پایین برای حجم کم فراخوانیها، دسترسی عالی برای آزمایش ایجاد میکند و در نتیجه مانع ورود را کاهش میدهد.
معایب
-
درآمد میتواند بسیار غیرقابل پیشبینی باشد، زیرا هزینهها بسیار متغیر هستند.
-
مشتریان با مصرف بالا ممکن است به دلیل جهش هزینهها ریزش کنند، صرفنظر از اینکه این هزینه ناشی از استفاده آنها بوده باشد یا نه.
-
اگرچه معمولاً برای کاربر نهایی مقرونبهصرفهتر است، مدلهای مبتنی بر مصرف اغلب گرانتر به نظر میرسند، زیرا هزینهها بهصورت ماهانه گرد یا تثبیت نمیشوند.
-
برای حسابهای کممصرف، ممکن است در نهایت فقط پرداختهای خرد دریافت کنید، که از نظر سربار یا حتی درآمد خالص، ارزش کمتری نسبت به هزینه پردازش دارند.
۳. سیستمهای مبتنی بر توکن / اعتبار (Token-Based / Credit Systems)
برخی APIها هزینه استفاده از پلتفرم را در قالب یک سیستم توکن یا اعتبار انتزاع میکنند. مشتریان ابتدا اعتبار یا توکن خریداری میکنند، و سپس این توکنها هنگام استفاده از API مصرف میشوند.
این توکنها همچنین میتوانند برای خرید ویژگیهای خاص یا گزینههای اضافی مانند شتابدهی یا پردازش پریمیوم استفاده شوند.
این فرآیند اغلب منجر به باقیماندن توکنها یا اعتبارها برای ماه بعد میشود — و اگرچه همه ارائهدهندگان اجازه انتقال این توکنها یا اعتبارها را نمیدهند، رایجتر آن است که کاربران بتوانند انباری از اعتبار داشته باشند که ماهبهماه منتقل میشود.
مثالها
نمونهها شامل ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند OpusClip یا OpenAI هستند.
بهعنوان مثال، OpenAI متن ورودی شما را میگیرد و آن را از طریق لایه توکنسازی خود به توکن تقسیم میکند، و سپس بر اساس ارزش توکن هزینه دریافت میکند.
در حالی که قانون قطعی و ثابتی برای تعریف توکن وجود ندارد — زیرا این موضوع میتواند بسته به زبان، علائم نگارشی، پیچیدگی و موارد دیگر تغییر کند — OpenAI در مستندات خود موارد زیر را ذکر میکند (و بر اساس آنها هزینه دریافت میکند):
مزایا
-
این مدل هم برای مشتریان و هم برای ارائهدهندگان انعطافپذیر است، زیرا دید واضحی نسبت به مصرف ایجاد میکند و یک سقف مشخص مرتبط با ارزش مالی تعیین میکند.
-
سیستمهای مبتنی بر واحد پول اصطکاک صورتحساب را کاهش میدهند، زیرا دقیقاً میدانید چه مقدار اعتبار دارید و چه زمانی بازنشانی میشود.
-
این رویکرد برای بارهای کاری متغیر که در طول چرخه صورتحساب نیازهای متفاوتی دارند بسیار مناسب است.
معایب
-
مشتریان اغلب «محاسبات توکن» را گیجکننده تلقی میکنند و واقعاً متوجه چرایی این فرآیند نمیشوند.
-
پیشپرداخت میتواند استفاده آزمایشی یا مدلهای شبهفریمیوم را دلسرد کند و در صورت ترکیب با سایر مدلها، میتواند دافعه ایجاد کند.
-
اگر اعتبارها یا توکنها منتقل نشوند، ارائهدهنده ممکن است بهعنوان نگهدارنده ارزش کاربر نهایی تلقی شود، که بر احساس و برداشت کاربران تأثیر منفی میگذارد.
۴. سیستمهای فریمیوم (Freemium Systems)
یک سیستم فریمیوم، یک سطح رایگان معرفی میکند که دارای تعداد درخواست یا قابلیتهای محدود است و سپس امکان ارتقا به یک سطح پولی را فراهم میکند؛ سطحی که قابلیتها و ارزش بیشتری را باز میکند.
در اصل، سطح رایگان یک نسخه آزمایشی دائمی است که در بلندمدت حس اعتماد و دیدگاه مثبت نسبت به محصول ایجاد میکند.
مثالها
نمونههای این نوع مدل در این مرحله تقریباً همهجا دیده میشوند. از Slack گرفته تا Mapbox، همگی بهعنوان بخشی از یک ارائه محصول گستردهتر، یک سطح رایگان محدود ارائه میدهند.
در برخی موارد، بسته به سطح اشتراک، سطوح متفاوتی از API در دسترس قرار میگیرد. برای مثال، Slack دسترسی به APIهای تحلیلی مدیریتی یا Discovery API را بهصورت رایگان ارائه نمیدهد، اما در اغلب پلنها میتوانید از API آن برای ساخت اپلیکیشنها و باتها در Slack استفاده کنید.
مزایا
-
این مدلها برای جذب کاربر بسیار عالی هستند، زیرا مدل فریمیوم اصطکاک کمی دارد و یک ورودی بسیار مناسب برای چرخدنده رشد محصول محسوب میشود.
-
این رویکرد همچنین بهطور چشمگیری مانع ورود را کاهش میدهد و به سازمانهای نوپا و افراد اجازه میدهد محصول را تجربه کنند و خودشان به مبلغان محصول تبدیل شوند.
-
این مدل میتواند منجر به رشد ویروسی محصول نیز شود — کاربران رایگان میتوانند از محصول تعریف کنند و در نتیجه فشار مثبتی برای پذیرش گستردهتر و دیدهشدن بیشتر ایجاد کنند.
معایب
-
ریسک قابل توجهی از سوءاستفاده توسط کاربران رایگان وجود دارد — اگرچه نرخ پذیرش میتواند فوقالعاده باشد، بسیاری از این کاربران هرگز به مشتری پولی تبدیل نمیشوند و نگهداشت این پایگاه کاربری، زمانی که نرخ تبدیل پایین است، میتواند پرهزینه باشد.
۵. مدل اشتراک درآمد / افیلیت (Revenue-Sharing / Affiliate)
در حالی که بسیاری از مدلها بر درآمدزایی مستقیم تمرکز دارند، مدل اشتراک درآمد یا افیلیت رویکردی غیرمستقیمتر دارد و بر تولید درآمد بهعنوان درصدی از درآمد حاصل از تراکنشهای شخص ثالثی تمرکز میکند که توسط API یا سرویس امکانپذیر شدهاند.
این یک مدل رایج برای ارائهدهندگان سرویس بهصورت سرویس (as-a-service) است که بر زیرساخت یا راهکارهای اتصال تمرکز دارند.
مثالها
API شبکه افیلیت Expedia نمونهای بسیار مناسب از این مدل است که تعداد زیادی از سیستمهای رزرو سفر، اقامت و خدمات مشابه را پشتیبانی میکند.
هر زمان که رزروی در این شبکه انجام میشود، Expedia سهم کوچکی از آن دریافت میکند — اما وقتی این عدد در میلیونها رزرو ضرب میشود، به یک محرک درآمدی بسیار بزرگ تبدیل میشود.
مزایا
-
مدلهای افیلیت به شما اجازه میدهند بدون درگیرشدن با پیچیدگیهای صورتحساب مستقیم، درآمد ایجاد کنید.
-
میتوانید انگیزههای سیستم داخلی را با شرکا همراستا کنید و کاربران را بدون تعامل مستقیم یا روایتسازی فعال، به مبلغان تبدیل کنید.
-
این مدل سیستم شما را مقیاسپذیرتر میکند، زیرا استفاده بیشتر مستقیماً به درآمد بیشتر گره خورده و خود سیستم را تأمین مالی میکند.
معایب
-
درآمد بهشدت به عملکرد شرکا وابسته است، به این معنا که درآمد شما مستقیماً به عملکرد یک سازمان دیگر گره میخورد، نه عملکرد خودتان.
-
همچنین کنترل زیادی بر روابط با مشتری از دست میدهید — شما ارائهدهنده هستید، اما نه برای کاربر نهایی، که این موضوع یک لایه انتزاعی ایجاد میکند که مدیریت آن دشوار است.
-
مگر اینکه سیستم شما کاملاً خودکار باشد، ممکن است با پیچیدگیهای جدیدی در تعیین درصد کمیسیون، مدیریت پرداختها، تضمین جلوگیری از تقلب و موارد مشابه مواجه شوید.
۶. فهرستشدن در Marketplace
اگر سیستمهای افیلیت یک انتزاع هستند، سیستمهای Marketplace یک انتزاع از انتزاع محسوب میشوند.
رویکرد فهرستشدن در Marketplace معمولاً پلتفرمی فراهم میکند که APIها یا سرویسهای دیگر از طریق آن به کاربران نهایی متصل میشوند و زمانی درآمد ایجاد میشود که آن APIها و کاربرانشان از API یا سیستم پلتفرم واسط برای انجام عملیات استفاده میکنند.
مثالها
نمونهای از این رویکرد را میتوان در RapidAPI Hub مشاهده کرد، که امکان صورتحساب اشتراکی بهازای هر API را از طریق پلتفرم فراهم میکند.
این سیستمها در واقع «API برای APIها» هستند و به کشفپذیری کمک میکنند — و در نهایت راهکاری برای درآمدزایی ارائه میدهند که مستقیماً به میزان استفاده کاربر نهایی وابسته نیست.
نمونه دیگر از این رویکرد، تجمیعکننده API یا همان Unified API است. در این مدل، شما در یک API واحد مشترک میشوید و به مجموعهای از APIهای مرتبط دسترسی پیدا میکنید، در حالی که همان API واحد بهعنوان فرانتاند عمل میکند.
مزایا
-
این مدل باعث افزایش دیدهشدن API موردنظر میشود و هرچه تعداد APIها بیشتر باشد، دیدهشدن پلتفرم نیز افزایش پیدا میکند.
-
همچنین معمولاً منجر به سادهسازی فرآیند صورتحساب میشود، زیرا درآمد در سطح دادههای تراکنشی مدیریت میشود.
معایب
-
برای APIهایی که در Marketplace قرار میگیرند، این کارمزدها حاشیه سود را کاهش میدهند و میتوانند درآمد کلی را بهطور قابل توجهی کم کنند.
-
برای ارائهدهندگان پلتفرم، این مدل به معنای وابستگی به یک شخص ثالث برای تولید درآمد است، که باعث افزایش انتزاع و کاهش کنترل بر بازاریابی، روابط مشتری و سایر جنبهها میشود.
۷. داده اختصاصی بهعنوان سرویس (Proprietary Data-as-a-Service)
این رویکرد درآمدزایی کمتر به معنای درآمدزایی از خود API است و بیشتر به درآمدزایی از چیزی اشاره دارد که API تولید میکند.
زمانی که کاربران از API استفاده میکنند، دادههای مشخصی تولید میشود — و این مجموعهدادهها میتوانند برای برخی مشتریان نهایی فوقالعاده ارزشمند باشند.
APIهایی که این دادههای منحصربهفرد و غیرقابل تکرار را ارائه یا تولید میکنند (که به آنها خندق دادهای یا Data Moat نیز گفته میشود)، میتوانند در ازای دریافت هزینه ارائه شوند، حتی اگر خود API بهصورت رایگان قابل استفاده باشد.
این دادهها همچنین میتوانند برای آموزشهای اضافی مورد استفاده قرار گیرند و مدلهای درآمدی جدیدی برای مدلهای پیچیدهتر یا شخصیسازیشده ایجاد کنند.
مثالها
نمونههایی در این حوزه شامل Bloomberg و API داده اختصاصی Zillow هستند. هر دو دسترسی به مجموعهدادههای انحصاری ارائه میدهند و دادههایی تولید میکنند که میتوانند دوباره درآمدزایی شوند.
مزایا
-
اگر داده منحصربهفرد باشد، این نوع API یک خندق ارزشی بسیار قوی ایجاد میکند که قیمتگذاری پریمیوم و محدودیت مصرف را توجیه میکند.
-
این درآمدزایی غیرمستقیم میتواند پایگاه کاربری بزرگتری ایجاد کند، زیرا اصطکاک استفاده کمتر است.
معایب
-
APIهایی که به این روش درآمدزایی میکنند، نیازمند نگهداری مداوم داده هستند تا خندق ارزش حفظ شود، و این نگهداری هزینه و پیچیدگی خاص خود را دارد.
-
اگر حقوق داده مبهم باشد یا به حوزههای محافظتشده نزدیک شود، ریسکهای حقوقی یا مقرراتی ایجاد میشود، بهویژه در صورت نشت داده یا اسکریپینگ فعال.
۸. صدور مجوز و دسترسی به مالکیت فکری (Licensing and IP Access)
در این رویکرد، الگوریتمهای اختصاصی، مدلهای هوش مصنوعی یا مدلهای نرمافزاری از طریق API ارائه میشوند، اما برای استفاده از آنها باید مجوز دریافت شود یا هزینه ثابتی پرداخت گردد.
در این حالت، API کمتر منبع اصلی درآمد است و بیشتر بهعنوان دروازهای برای دسترسی به سیستمهای درآمدزا عمل میکند — و در اغلب موارد، API بخشی از یک پلتفرم بزرگتر است، نه محصول اصلی.
مثالها
نمونههایی از این نوع شامل Dolby Audio APIs و سرویسهای پردازش زبان طبیعی IBM Watson هستند.
ارائهدهندگان دیگر AI نیز چنین راهکارهایی ارائه میدهند، اگرچه مدلهای درآمدزایی آنها معمولاً بیشتر بر دسترسی ماشینی یا استفاده خودکار متمرکز است.
مزایا
-
این یک مدل درآمدی بسیار قابل دفاع است، زیرا یک باغ دیوارکشیشده با یک نقطه ورود واحد ایجاد میکند.
-
به دلیل محدودبودن دسترسی به فناوری اختصاصی، معمولاً انعطافپذیری قیمتی بهتر و مشتریان بلندمدتتری به دست میآید.
معایب
-
به دلیل تکیه شدید بر فناوری اختصاصی، نگرانیهایی درباره اجرای سختگیرانه مالکیت فکری و الزامات حقوقی وجود دارد.
-
این مدل معمولاً برای مشتریان کوچکتر مانع ایجاد میکند، هم از نظر هزینه کلی و هم از نظر محدودیت استفاده از محصول.
۹. مدل تبلیغاتی (Advertising Model)
در این رویکرد، تبلیغات مستقیماً در استفاده از API ادغام میشوند.
در حال حاضر شاهد توجه به این مدل در میان ارائهدهندگان بزرگ مدلهای زبانی و سایر سرویسها هستیم که به دنبال تزریق درآمد هم در اپلیکیشن مصرفکننده و هم، در بلندمدت، در خود API هستند.
این تبلیغات میتوانند به شکل تبلیغات سنتی یا پیامهای ارتقایی برای سطوح استفاده بالاتر باشند.
مثالها
همانطور که پیشتر اشاره شد، ارائهدهندگان LLM در حال بررسی این مدل بهعنوان روشی مناسب برای درآمدزایی بلندمدت از استفاده API و کوتاهمدت از اپلیکیشنهای مصرفکننده هستند.
راهکارهایی مانند Google Maps نیز تبلیغات را در خروجی API و محصول نهایی خود، بهصورت فهرست کسبوکارهای اسپانسرشده، ادغام کردهاند.
مزایا
-
این رویکرد معمولاً منجر به درآمد بالاتر بدون اصطکاک بالای صورتحساب مستقیم میشود.
-
نبود صورتحساب مستقیم میتواند پذیرش گستردهتر و فرصتهای درآمدزایی غیرمستقیم بیشتری ایجاد کند.
معایب
-
این رویکرد نیازمند سرمایهگذاری سنگین در کسبوکار تبلیغات و تولید لید است، که بدون بهینهسازی میتواند پرهزینه و دشوار باشد.
-
این مدل میتواند باعث شود محصول کمتر «پریمیوم» به نظر برسد و بر ارزش و برداشت برند تأثیر بگذارد.
جمعبندی نهایی درباره استراتژیهای درآمدزایی API
صرفنظر از اینکه چگونه تصمیم میگیرید API خود را درآمدزایی کنید، بهترین انتخاب این است که مدل خود را با نیازها و انتظارات پایگاه کاربران متعادل کنید.
در کنار مدلهای آزمودهشده درآمدزایی API که در بالا بررسی شدند، مدلهای جدیدتری نیز در حال ظهور هستند که بر Agentic AI تمرکز دارند و بر اعتبار عاملها، نتایج موفق، و ترکیب سیستمهای توکن با سایر مدلها تأکید میکنند.
در نهایت، بهترین استراتژی درآمدزایی API استراتژیای است که بهترین تجربه کاربری را برای مصرفکنندگان ایجاد کند، زیرا در عین ایجاد درآمد، کمترین اختلال را ایجاد میکند.
درست انجامدادن این کار تضمین میکند که هم در کوتاهمدت سودآور باشید و هم در بلندمدت پایدار.
